غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

543

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سرور و نهايت مسرت و حضور فصل شتا بپايان رسيد و سلطان ربيع باعتدال هوا فرمان داده سبزه و گل و لاله و سنبل در فضاى دشت و صحرا بردميد جمشيد خورشيد از زمستان خانهء حوت علم حشمت و تجمل برافراخته متوجه منزل حمل گشت و از اهتزاز نسايم فروردين ساحت گلزار و بساتين در نضارت از بهشت برين درگذشت مثنوى چو بشكفت بار دگر گل بباغ * برافروخت لاله بسان چراغ ببرج حمل رايت زرنشان * برافروخت جمشيد گردون‌مكان درربار شد ابر اردىبهشت * فضاى چمن گشت همچون بهشت پادشاه نيكوسرشت مايل بگشت صحرا و دشت شده اعلام فيروزى اعلام از اصفهان بصوب همدان نهضت نمود و بعد از قطع منازل و طى مراحل فضاى جانفزاى آنولايت را مضرب سرادقات عزت گردانيده بتمهيد بساط عيش و عشرت اشارت فرمود آن بهار در ييلاقات آنديار كه از غايت نزاهت رشك طرب‌سراى ارم و بهترين متنزهات عالم است در كمال نشاط و دوستكامى اوقات گذرانيد و در صباح و رواح با صباح و ملاح در بزم انبساط نشسته جامهاى راح ريحانى و اقداح شراب ارغوانى دركشيد در آن اثنا خبر توجه سلطان سليم از روم به طرف آذربايجان شايع گشت و پادشاه ربع مسكون عازم ميدان رزم شده مجلس بزم درنوشت . گفتار در بيان شمهء از احوال ملوك روم تا زمان ايالت سلطان سليم و ذكر افتادن او در باديه مخالفت فرمانفرماى هفت اقليم از رياض روايات گذشته و گلزار حكايات مذكور گشته شميم اينخبر بمشام جان مستنشقان نسيم سير رسيده كه حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان بعد فوت ايلدرم بايزيد ايالت برسا و توابع و لواحق را به پسرش موسى چلبى مفوض گردانيد و ميان موسى چلبى و اخوان و برادرزادگان مواد خلاف در هيجان آمده آخر الامر كوكب مراد سلطان مراد - بن گر شيخى بن ايلدرم بايزيد بدرجهء اقبال تصاعد نمود و سلطنت مملكت بر وى قرار گرفته از حدود دروس تا كفه و قرم بحيز تسخير درآورد و بر اكثر كفار آن امصار جزيه مقرر كرد آنگاه لشگر بجانب مصر كشيد و سلطان فرج بن برقوق شرفاء حرمين شريفين را شفيع ساخته بين الجانبين صلح واقع گرديد مشروط به آنكه من بعد هرساله سلطان مرادخانهء كعبه را جامه پوشاند و سلطان فرج آن خدمت را مخصوص بسلطان مراد دادند و سلطان مراد مقضى المرام از آن يورش مراجعت كرده چون سى و سه سال در غايت عظمت و استقلال اوقات گذرانيد بملك بىزوال منتقل گرديد و ولد ارشدش سلطان محمد صاحب‌تاج و افسر گشت و سالك مسالك غزو جهاد شده مرتبهء او از مراتب